تبليغاتX

کلبه ی عشق - منتظر!!!!!!!!


www.irLearn.com





منتظر!!!!!!!! 

هستی ام با تو بودن را می خواهد

حتی اگر رفته باشی به راهی دور

حتی اگر دیگر لحظه ای به من نیندیشی

دلم از دل خستگی ها خسته ست

دلم از دلمردگی ها مانده ست

دستانم چقدر سرد و لرزان

 پی تکیه گاهی گرم می گردد

و نگاهم چه بی صبرانه

 بازگشتت را منتظر است

می دانم که نمی دانی دوستت می دارم

من از پشت بته های نو بارور جنون نمی آیم

کنون تکیه به درختی تناور زدم

که هیچ زمستان آن را از پای در نخواهد آورد

نمی دانم یادت هست یا نه

که اولین نگاه در پاییز گشوده شد

وخواستم از تو

که پاییزی نباشد

چه شبهایی که از هول از دست  دادن نگاهت گریه کردم

چه روزهایی که دنبال رد پایی از تو گشتم

حال در این زمستان سرد

پیوندی از میان این کوچه های یخ زده

به آن کوچه هایی که در سرما و گرما پیمودیم هست

هنوز هم منتظر طلوعی دیگرم

و پیوندی که از میان یخ بندان های سرما گرفته

از پشت یک خرمن دوری

ناگهان  سر برآورد تا در آغوش خویش بپروانمش

من به انتظارت در همان کوچه باغهای خاطره می نشینم

تا شاید روزی به خاطره هایی که داشتیم سر بزنی

من همانجایم

 

!منتظر تو !                         

                            ! منتظر صبح!

نوشته شده توسط m m | لینک ثابت | موضوع: |